دانلود ترانه های زیر خاکی

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس
عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس عنوان عکس

آرشیو مطالب

لینک دوستان

    امکانات وب

    برچسب ها



    امین جوزانی - هی هی هی

    دانلود آهنگ + متن آهنگ در ادامه مطلب ...



    هی هی هی
    تو که داری میری تنهام می ذاری
    نگو از درد دلم خبر نداری
    تو که یه روز گفتی برات می میرم
    حالا امروز می بینم دوسم نداری
    هی هی هی
    منو باش به عشقت گفتم آسمونی
    می گفتم معنی احساسو می دونی
    ترانه پشت ترانه گریه کردم
    تو دلیل گریه هام بلای جونی

    هی هی هی
    از همه دنیا برام یه حسی مونده
    حسی که قلب منو زده سوزونده
    بیا بردار و ببر خاطره هاتو
    روی قلب من نذار تو جای پاتو
    هی هی هی
    تو که داری میری تنهام می ذاری
    نگو از درد دلم خبر نداری
    تو ازم ساده گذشتی خیلی آسون
    منو تنها جا گذاشتی زیر بارون



    http://s4.picofile.com/file/7855018060/download_ghadimusic_blogfa_com.gifپیکوفایلhttp://s4.picofile.com/file/7855018060/download_ghadimusic_blogfa_com.gifپرشین گیگ

    نویسنده : سید بازدید : 361 تاريخ : پنجشنبه 8 اسفند 1392 ساعت: 14:51
    برچسب‌ها : ,


    Outlandish - Callin’ U

    دانلود آهنگ + متن آهنگ + ترجمه آهنگ در ادامه مطلب ...


    I'm callin' U
    When all my goals, my very soul
    Ain't fallin' through
    I'm in need of U
    The trust in my faith
    My tears and my ways is drowning so
    I cannot always show it
    But don't doubt my love


    I'm callin' U
    With all my time and all my fights
    In search for the truth
    Tryin' to reach U


    See the worth of my sweat
    My house and my bed
    Am lost in sleep
    I will not be false in who I am
    As long as I breathe


    Oh, no, no
    I don't need nobody
    & I don't fear nobody
    I don't call nobody but U
    My One & Only


    I don't need nobody
    & I don't fear nobody
    I don't call nobody but U
    U all I need in my life


    I'm callin' U
    When all my joy
    And all my love is feelin' good
    Cuz it's due to U


    See the time of my life
    My days and my nights
    Oh, it's alright
    Cuz at the end of the day
    I still got enough for me and my


    I'm callin' U
    When all my keys
    And all my bizz
    Runs all so smooth
    I'm thankin' U
    See the halves in my life
    My patience, my wife
    With all that I know
    Oh, take no more than I deserve
    Still need to learn more


    Oh, no, no
    I don't need nobody
    & I don't fear nobody
    I don't call nobody but U
    My One & Only


    I don't need nobody
    & I don't fear nobody
    I don't call nobody but U
    U all I need in my life


    Our relationship, so complex
    Found U while I was headed straight for hell in quest
    You have no one to compare to
    'Cause when I lie to myself nothings hidden from U
    I guess I'm thankful
    Word on the street is U changed me
    It shows in my behaviour
    Past present future
    Lay it all out
    Found my call in your house
    And let the whole world know what this love is about


    Yo te quiero, te extrao, te olvido
    Aunque nunca me has faltado, siempre estas conmigo
    Por las veces que he fallado y las heridas tan profundas
    Mejor tarde que nunca para pedirte mil disculpas
    Estoy gritando callado yo te llamo, te escucho, lo intento
    De ti yo me alimento
    Cuando el aire que respiro es violento y turbulento
    Yo te olvido, te llamo, te siento


    [Translation:]
    I love you, I miss you, I forget you
    Even though you never let me down and always are by my side
    For all the times I've failed and hurt you deeply
    Better later than never to give you a 1000 apologies
    I'm shouting silently, callin' you, I'm listening to you, I'm tryin'
    You nourish me
    When the air that I breathe is violent and turbulent
    I'm forgettin' you, I'm callin' you, I'm feelin' you


    Oh, no, no
    I don't need nobody
    & I don't fear nobody
    I don't call nobody but U
    My One & Only


    I don't need nobody
    & I don't fear nobody
    I don't call nobody but U...


    صدایت می كنم ،
    با همه ی آرزوهای جانم
    آیا من هنوز در دام مهر تو نیفتاده ام
    من به تو محتاجم
    به من اعتماد کن از ایمانی که در چشمانم موج می زند
    به اشك های من و راه هایی كه من در آنها ناپدید می شوم
    من نمی توانم همیشه اینهمه را به تو بنمایانم
    اما تردید به دل راه مده عشق من!
    صدایت می كنم،
    با تمام دقیقه ها و دغدغه های پرگیردار درونم
    در جستجوی حقیقتی پنهانم
    و در تلاش برای رسیدن به تو
    قدر عرق ریزان جانم را بدان
    قدر خانه ام و تخت خوابم
    و قدر مرا كه در خواب و خیال تو گم شده ام
    در این كه کی ام ، دروغ به خود نخواهم بست
    تا وقتی كه تو را نفس می كشم
    اوه...نه...نه
    من نه به كسی نیازی ندارم
    و از نه از هیچ كسی می ترسم
    تنها تو را صدا می کنم نه هیچ کس دیگر را
    تو برایم همیشه اولینی ، تنها اولین
    من به هیچ كس نیازی ندارم
    و از هیچ كس نمی هراسم
    جز تو هیچ كسی را صدا نمی زنم
    تو همه خواهش های منی در زندگی
    من تو را صدا می زنم
    با تمام شادی هایم
    و عشقی که همواره احساس خوبی بدان داشته ام
    چون اینهمه بدهی من به توست
    لحظه های زندگی مرا ببین
    روزهایم را و شب هایم را
    آری... به خوبی می گذرد
    چون در غروبگاه روز
    من از خودم ، برای خودم هنوز چیزهایی كافی دارم
    تو را صدا می زنم،
    وقتی كلید انداختن هایم
    و در کوبیدن هایم
    بسیار ساده اتفاق می افتد
    از تو سپاسگزارم
    دو نیمه ی پنهان زندگی مرا ببین
    صبوری مرا و همسرم را
    با این همه می دانم
    من استحقاق بیشتر از این ها را دارم
    من هنوز نیاز به آموختن بیشتر دارم
    اوه...نه ...نه
    من محتاج هیچ کسی نیستم
    و بیم وهراسی از کسی ندارم
    جز تو دست به دامان هیچ صدایی نیستم
    ای همیشه اولین... ای همیشه تو
    من نیازی به هیچ کسی ندارم
    نمی هراسم از هیچ کسی
    و فریاد نمی زنم نام کسی را جز تو
    ای همه نیاز من در زندگی
    بسیار پیچیده است کلاف با هم بودنمان
    تو را زمانی یافتم که در جستجوی یافتن راهی هموار تا دروازه های دوزخ بودم
    هیچ کس آنسان که تویی نیست
    چون زمانی که به خودم دروغ می گویم هیچ چیز از تو پوشیده نیست
    من حدس می زنم قدر تو را خوب می دانم
    قدر کلمه ای از تو که توی خیابان زندگی مرا تغییر داد
    آیا رفتار من این را نشان نمی دهد؟
    گذشته، حال ، آینده
    همه را دفن کن
    من صدایم را در خانه ی تو یافتم
    و به همه ی دنیا اجازه دادم كه بدانند عشق درباره ی چیست
    من تو را دوست دارم، دلم برایت تنگ شده است، اما [ گاهی ناخواسته ] تو را فراموش می كنم
    حتی با اینكه تو هیچگاه نگذاشتی من بیافتم
    تو همیشه در كنارم بودی
    برای تمام لحظه هایی كه کم می آوردم وعمیقا به تو آزار می رساندم
    حالا بگویم بهتر است که هیچ وقت نگویم كه هزاران بار از تو پوزش می خواهم
    ' بی صدا تو را فریاد می زنم ، و صدایت می کنم، به [ناگفته هایت] گوش می سپارم
    من دارم تلاش خودم را می كنم
    تو به من توانی مضاعف می دهی
    گاهی که حال و هوایم عبوس و یاغی است تو را از یاد می برم
    اما دوباره تو را صدا می زنم و با تمام جانم احساست می كنم...
    اوه...نه...نه
    من به کسی نیازی ندارم
    و از هیچ كس نمی هراسم
    جز تو هیچ كسی را صدا نمی زنم
    تو ای همیشه اولین...تو ای همیشه تو
    من نیازی به کسی ندارم
    من هراسی ندارم از هیچ کس
    غیر از تو کسی را فریاد نمی زنم



    http://s4.picofile.com/file/7855018060/download_ghadimusic_blogfa_com.gifپیکوفایلhttp://s4.picofile.com/file/7855018060/download_ghadimusic_blogfa_com.gifپرشین گیگ


    نویسنده : سید بازدید : 505 تاريخ : پنجشنبه 8 اسفند 1392 ساعت: 10:18
    برچسب‌ها : ,
    هنوز هم خیال کن کنار تو نشسته ام
    منی که در جوانی ام به خاطرت شکسته ام


    محسن چاوشی رفیق خوب.محسن چاوشی

    محسن چاوشی - رفیق خوب

    دانلود آهنگ + متن آهنگ در ادامه مطلب ...



    من از تو دل نمی بُرم اگر چه از تو دلخورم
    اگر چه گفته ای برو به خاطرات بسپرم
    هنوز هم خیال کن کنار تو نشسته
    منی که در جوانی ام به خاطرت شکسته ام

    تو در سراب آیینه شبانه خنده می کنی
    من شکست داده را خودت برنده می کنی
    نیامدی و سالها ازت به جاده دوختم
    بیا ببین که بی تو من چه عاشقانه سوختم

    رفیق روزهای خوب رفیق خوب روزها
    همیشه ماندگار من همیشه در هنوز ها
    صدا بزن مرا شبی
    به غربتی که ساختی
    به لحظه ای که عشق را بدون من شناختی

    من از تو دل نمی بُرم اگر چه از تو دلخورم
    اگر چه گفته ای برو به خاطرات بسپرم
    هنوز هم خیال کن کنار تو نشسته
    منی که در جوانی ام به خاطرت شکسته ام

    تو در سراب آیینه شبانه خنده می کنی
    من شکست داده را خودت برنده می کنی
    نیامدی و سالها نظر به جاده دوختم
    بیا ببین که بی تو من چه عاشقانه سوختم

    رفیق روزهای خوب رفیق خوب روزها
    همیشه ماندگار من همیشه در هنوز ها
    صدا بزن مرا شبی
    به غربتی که ساختی
    به لحظه ای که عشق را بدون من شناختی




    http://s4.picofile.com/file/7855018060/download_ghadimusic_blogfa_com.gifپیکوفایلhttp://s4.picofile.com/file/7855018060/download_ghadimusic_blogfa_com.gifپرشین گیگ

    نویسنده : سید بازدید : 196 تاريخ : چهارشنبه 7 اسفند 1392 ساعت: 19:29
    برچسب‌ها : ,


    شادمهر عقیلی - تقدیر

    دانلود آهنگ + متن آهنگ در ادامه مطلب ...

    » شاعر: مونا برزویی
    » آهنگ ساز: شادمهر عقیلی
    » تنظیم: شادمهر عقیلی



    باید تو رو پیدا کنم

    شاید هنوزم دیر نیست
    توساده دل کندی ول
    تقدیر بی تخصیر نیست


    با اینکه بی تابه منی
    بازم منو خط میزنی
    باید تو رو پیدا کنم
    تو با خودت هم دشمنی


    کی با یه جمله مثل من
    میتونه آرومت کنه
    اون لحضه های آخر از
    رفتن پشیمونت کنه

    دلگیرم از این شهر سرد
    این کوچهای بی عبور
    وقتی به من فکر میکنی
    حس میکنم از راه دور


    آخر یه شب این گریها
    سوی چشامو می بره

    عطرت داره از پیرهنی
    که جا گذاشتی می پره

    باید تو رو پیدا کنم
    هر روز تنها تر نشی

    راضی با من بودنت
    حتی از این کمتر نشی


    پیدات کنم حتی اگر
    پروازمو پر پر کنی

    محکم بگیرم دستتو
    احساسمو باور کنی

    پیدات کنم حتی اگر
    پروازمو پر پر کنی

    محکم بگیرم دستتو
    احساسمو باور کنی


    باید تو رو پیدا کنم
    شای
    د هنوزم دیر نیست

    توساده دل کندی ول
    تقدیر بی تخصیر نیست

    باید تو رو پیدا کنم
    هر روز تنها تر نشی

    راضی با من بودنت
    حتی از این کمتر نشی

    http://s4.picofile.com/file/7855018060/download_ghadimusic_blogfa_com.gifپیکوفایلhttp://s4.picofile.com/file/7855018060/download_ghadimusic_blogfa_com.gifپرشین گیگ

    نویسنده : سید بازدید : 270 تاريخ : سه شنبه 6 اسفند 1392 ساعت: 23:44
    برچسب‌ها : ,


    مازیار فلاحی - جاودانگی

    دانلود آهنگ + متن آهنگ در ادامه مطلب ...


    قطره بارونه دلم خلوت زندون دلم
    لیلای بی دریای من گریه مجنونه دلم

    ابرکبودمن تویی بودونبودمن تویی
    مهرسجودمن تویی وای به روزگارمن

    هواتویی نفس تویی لحظه پیش و پس تویی
    عاشق درقفس منم ای دل بی قراره من

    گریه منم ابرتویی دردمنم صبرتویی
    بارش بی وقفه منم ای دل بیقرارمن

    هدهدمن هدی من همدم باوفای من
    خبرببربه عشق من به عشق من خدای من

    عاشق دیدارمنم محوپدیدار تویی
    خسته و بیمارمنم عشق تویی یارتویی

    هواتویی نفس تویی لحظه پیش و پس تویی
    عاشق درقفس منم ای دل بی قراره من

    گریه منم ابرتویی دردمنم صبرتویی
    بارش بی وقفه منم ای دل بیقرارمن




    http://s4.picofile.com/file/7855018060/download_ghadimusic_blogfa_com.gifپیکوفایلhttp://s4.picofile.com/file/7855018060/download_ghadimusic_blogfa_com.gifپرشین گیگ

    نویسنده : سید بازدید : 266 تاريخ : سه شنبه 6 اسفند 1392 ساعت: 23:26
    برچسب‌ها : ,
    سرد وخموش دل من ، نامهربون دل تو
    تا کی باید تنها باشه ، این دل دیوونه من



    داریوش - ای غم من

    دانلود آهنگ + متن آهنگ در ادامه مطلب ...



    ای غم من مونس من شبها درازه
    سوزم از این غم چه کنم که چاره سازه
    گریه تو خنده تو پر از نیازه
    این دل غم دیده من در سوز و سازه
    سرد وخموش دل من
    نامهربون دل تو
    تا کی باید تنها باشه
    این دل دیوونه من
    مثل یه رسوای که دل آتش زده جان وتنم
    من خونه ای سرد و خموشم
    من مستم و من باده نوشم
    بار غمت بر دل نشسته پیوند یاری ها گسسته
    امشب چه گویم با دلم دیگر نمیایی برم

    امشب چه گویم با دلم دیگر نمیایی برم



    http://s4.picofile.com/file/7855018060/download_ghadimusic_blogfa_com.gifپیکوفایلhttp://s4.picofile.com/file/7855018060/download_ghadimusic_blogfa_com.gifپرشین گیگ

    نویسنده : سید بازدید : 2348 تاريخ : سه شنبه 6 اسفند 1392 ساعت: 22:58
    برچسب‌ها : ,


    فریدون آسرایی - گل هیاهو

    دانلود آهنگ + متن آهنگ در ادامه مطلب ...


    آهای خوشگل عاشق آهای عمر دقایق
    آهای وصله به موهای تو سنجاق شقایق

    آهای ای گل شب‌بو آهای گل هیاهو
    آهای طعنه زده چشم تو به چشمای آهو

    دلم لاله عاشق آهای بنفشه تر
    نکن غنچه نشکفته قلبم رو تو پرپر

    من که دل به تو دادم چرا بردی ز یادم
    بگو با من عاشق چرا برات زیادم

    آهای صدای گیتار آهای قلب رو دیوار
    اگه دست توی دستام نذاری خدانگهدار

    خدانگهدار...
    خدانگهدار...
    خدانگهدار...
    خدانگهدار...


    دلت یاس پراحساسه آی مریم نازم
    تا اون روزی که نبضم بزنه ترانه‌سازم

    برات ترانه‌سازم تو آهنگی و سازم
    بیا برات میخوام از این صدا قفس بسازم

    آهای خوشگل عاشق آهای عمر دقایق
    آهای وصله به موهای تو سنجاق شقایق

    آهای ای گل شب‌بو آهای گل هیاهو
    آهای طعنه زده چشم تو به چشمای آهو

    دلم لاله عاشق آهای بنفشه تر
    نکن غنچه نشکفته قلبم رو تو پرپر

    من که دل به تو دادم چرا بردی ز یادم
    بگو با من عاشق چرا برات زیادم

    آهای صدای گیتار آهای قلب رو دیوار
    اگه دست توی دستام نذاری خدانگهدار

    خدانگهدار...
    خدانگهدار...
    خدانگهدار...
    خدانگهدار...



    http://s4.picofile.com/file/7855018060/download_ghadimusic_blogfa_com.gifپیکوفایلhttp://s4.picofile.com/file/7855018060/download_ghadimusic_blogfa_com.gifپرشین گیگ

    نویسنده : سید بازدید : 182 تاريخ : سه شنبه 6 اسفند 1392 ساعت: 16:34
    برچسب‌ها : ,


    داریوش - چکاوک

    دانلود آهنگ + متن آهنگ در ادامه مطلب ...



    » شاعر: ایرج جنتی عطائی
    » آهنگ ساز: فرید زولاند
    » تنظیم: تیگران ساکیان



    کـجــای ایـن جــنـگـل شــب

    پنهون می شی خورشیدکم
    پشـت کدوم ســد ســکـوت
    پـر مـی کــشــی چــکـاوکم

    چرا بـه من شک می کنی
    مـن کـه مـنـــمبـرای تــو
    لبـریـزم ازعـشــق تــو و
    سـرشــارم از هــوای تــو

    دسـت کدوم غزل بـدم
    نـبــض دل عـاشـقـمـو
    پشت کدوم بهانه باز
    پنهون کنم هق هقـمو

    گـریه نمی کنمنـــرو
    آه نمی کـشـم بشین
    حرف نمی زنـم بمـون
    بغض نمی کنمببیـن

    سفر نکن خورشیدکم
    ترک نکن منونرو
    نبودنت مرگه منه
    راهییه این سفر نشو
    نزار که عشق من وتو
    اینجا به اخر برسه
    بری تو و مرگ من از
    رفتن تو سر برسه

    گـریه نمی کنمنـــرو
    آه نمی کـشـم بشین
    حرف نمی زنـم بمـون
    بغض نمی کنمببیـن

    نـوازشــم کــن و بـبـیــن
    عشق می ریزه از صدام
    صدام کــن و ببـین که باز
    غنچه می دن تـرانه هام
    اگر چه من به چـشـم تو
    کمـمقـدیمی امگمـم
    آتشـفشـان عـشـقـمـو
    دریـــایپــر تـلاطــمــم

    گـریه نمی کنمنـــرو
    آه نمی کـشـم بشین
    حرف نمی زنـم بمـون
    بغض نمی کنمببیـن




    http://s4.picofile.com/file/7855018060/download_ghadimusic_blogfa_com.gifپیکوفایلhttp://s4.picofile.com/file/7855018060/download_ghadimusic_blogfa_com.gifپرشین گیگ

    نویسنده : سید بازدید : 206 تاريخ : سه شنبه 6 اسفند 1392 ساعت: 13:48
    برچسب‌ها : ,
    واسه هر کی دل من تنگ می شه
    تا میفهمه دلش از سنگ میشه


    http://s4.picofile.com/file/7941632361/Mohammad_Esfehani_ghadimusic_blogfa_com_.jpg

    محمد اصفهانی - شب تار

    دانلود آهنگ + متن آهنگ در ادامه مطلب ...

    » شاعر: داریوش ارجمند
    » آهنگ ساز: امیریل ارجمند
    » تنظیم: کامیل یغمایی

    دیگه از خستگیام خسته شدم خسته شدم
    دیگه از بستگیام بسته شدمبسته شدم
    میزنم تیغ به بند بستگی
    مگه آزاد بشم ز خستگی
    مگه آزاد بشم ز خستگی

    بسه تنهایی دیگه توی قفس
    بسه این قفس بدون همنفس
    دیگه بسه تشنگی بدون آب
    خوردن فریب و نیرنگ سراب
    واسه هر کی دل من تنگ می شه
    تا میفهمه دلش از سنگ میشه
    واسه هر کی دل من تنگ می شه
    تا میفهمه دلش از سنگ میشه

    دوستی از رو زمین پاک شده
    مردی و مردونگی خاک شده

    هر کی فکر خودشه تو این زمون
    تو نخ آب یخ و گرمی نون
    هر کی فکر خودشه تو این زمون
    تو نخ آب یخ و گرمی نون

    باید حرف دلمو گوش کنم
    غمه دنیارو فرا موش کنم
    دستمو بلند کنم به آسمون
    خودمو رها کنم از این و اون
    دلمو جدا کنم از آدما
    سینمو پر کنم از یاد خدا
    دلمو جدا کنم از آدما
    سینمو پر کنم از یاد خدا

    دیگه بسه دیگه بسه انتظار
    ابر رحمت به سر دنیا ببار
    شب تار شب تار شب تار
    آسمون! خورشیدو بردار و بیار
    دیگه بسه دیگه بسه انتظار
    ابر رحمت به سر دنیا ببار
    شب تار شب تار شب تار
    آسمون! خورشیدو بردار و بیار
    دیگه بسه دیگه بسه انتظار
    ابر رحمت به سر دنیا ببار
    شب تار شب تار شب تار
    آسمون! خورشیدو بردار و بیار



    http://s4.picofile.com/file/7855018060/download_ghadimusic_blogfa_com.gifپیکوفایلhttp://s4.picofile.com/file/7855018060/download_ghadimusic_blogfa_com.gifپرشین گیگ

    نویسنده : سید بازدید : 199 تاريخ : سه شنبه 6 اسفند 1392 ساعت: 13:22
    برچسب‌ها : ,

    آی، چه موحش پنج عصری بود !

    ساعت پنج بود بر تمامی ساعت‌ها !

    ساعت پنج بود در تاریکی شامگاه !

    ***

    برو، ایگناسیو ! به هیابانگ شورانگیز حسرت مخور !

    بخسب ! پرواز کن ! بیارام ! ـ دریا نیز می‌میرد.


    شاملو - اشعار لورکا

    دانلود دکلمه + متن دکلمه در ادامه مطلب ...



    زخم و مرگ

    در ساعت پنج عصر.

    درست ساعت پنج عصر بود.

    پسری پارچه‌ی سفید را آورد

    در ساعت پنج عصر

    سبدی آهک، از پیش آماده

    در ساعت پنج عصر

    باقی همه مرگ بود و تنها مرگ

    در ساعت پنج عصر

    باد با خود برد تکه‌های پنبه را هر سوی

    در ساعت پنج عصر

    و زنگار، بذرِ نیکل و بذرِ بلور افشاند

    در ساعت پنج عصر .

    اینک ستیزِ یوز و کبوتر

    در ساعت پنج عصر .

    رانی با شاخی مصیبت‌بار

    در ساعت پنج عصر .

    ناقوس‌های دود و زرنیخ

    در ساعت پنج عصر .

    کرنای سوگ و نوحه را آغاز کردند

    در ساعت پنج عصر .

    در هر کنار کوچه، دسته‌های خاموشی

    در ساعت پنج عصر .

    و گاو نر، تنها دلِ برپای مانده

    در ساعت پنج عصر .

    چون برف خوی کرد و عرق بر تن نشستش

    در ساعت پنج عصر .

    چون یُد فروپوشید یکسر سطح میدان را

    در ساعت پنج عصر .

    مرگ در زخم‌های گرم بیضه کرد

    در ساعت پنج عصر .

    بی‌هیچ بیش و کم در ساعت پنج عصر.

    تابوت چرخداری در حُکمِ بسترش

    در ساعت پنج عصر .

    نِی‌ها و استخوان‌ها در گوشش می‌نوازند

    در ساعت پنج عصر .

    تازه گاوِ نر به سویش نعره برمی‌داشت

    در ساعت پنج عصر .

    که اتاق از احتضار مرگ چون رنگین‌کمانی بود

    در ساعت پنج عصر .

    قانقرایا می‌رسید از دور

    در ساعت پنج عصر .

    بوقِ زنبق در کشاله‌ی سبزِ ران

    در ساعت پنج عصر .

    زخم‌ها می‌سوخت چون خورشید

    در ساعت پنج عصر .

    و در هم خُرد کرد انبوهیِ مردم دریچه‌ها و درها را

    در ساعت پنج عصر .

    در ساعت پنج عصر .

    آی، چه موحش پنج عصری بود !

    ساعت پنج بود بر تمامی ساعت‌ها !

    ساعت پنج بود در تاریکی شامگاه !

    ۲

    خون منتشر

    نمی‌خواهم ببینمش !

    بگو به ماه بیاید

    چراکه نمی‌خواهم

    خونِ ایگناسیو را بر ماسه‌ها ببینم.

    نمی‌خواهم ببینمش !

    ماهِ چارتاق

    نریانِ ابرهای رام

    و میدانِ خاکی خیال

    با بیدبُنانِ حاشیه‌اش.

    نمی‌خواهم ببینمش !

    خاطرم در آتش است.

    یاسمن‌ها را فراخوانید

    با سپیدی کوچک‌شان !

    نمی‌خواهم ببینمش !

    ماده گاوِ جهان پیر

    به زبان غمینش

    لیسه بر پوزه‌یی می‌کشید

    آلوده‌ی خونی منتشر بر خاک،

    و نره گاوانِ «گیساندو »

    نیمی مرگ و نیمی سنگ

    ماغ کشیدند آن‌سان که دو قرن

    خسته از پای کشیدن بر خاک.

    نه.

    نمی‌خواهم ببینمش !

    پله پله بَر می‌شد ایگناسیو

    همه‌ی مرگش بر دوش‌.

    سپیده‌دمان را می‌جست

    و سپیده‌دمان نبود.

    چهره‌ی واقعی خود را می‌جست

    و مجازش یکسر سرگردان کرد.

    جسم زیباییِ خود را می‌جست

    رگِ بگشوده‌ی خود را یافت.

    نه ! مگویید، مگویید

    به تماشایش بنشینم.

    من ندارم دلِ فواره‌ی جوشانی را دیدن

    که کنون اندک اندک

    می‌نشیند از پای

    و تواناییِ پروازش

    اندک اندک

    می‌گریزد از تن.

    فورانی که چراغان کرده‌ست از خون

    صُفّه‌های زیرین را در میدان

    و فروریخته است آن‌گاه

    روی مخمل‌ها و چرم گروهی هیجان دوست.

    چه کسی برمی‌دارد فریاد

    که فرود ارم سر ؟

    ـ نه ! مگویید، مگویید

    به تماشایش بنشینم.

    آن زمان کاین سان دید

    شاخ‌ها را نزدیک

    پلک‌ها بر هم نفشرد.

    مادران خوف

    اما

    سر برآوردند

    وز دلِ جمع برآمد

    به نواهای نهان این آهنگ

    سوی ورزوهای لاهوت

    پاسدارانِ مهی بی‌رنگ:

    در شهر سه‌ویل

    شهزاده‌یی نبود

    که به همسنگیش کند تدبیر،

    نه دلی همچنو حقیقتجوی

    نه چو شمشیر او یکی شمشیر.

    زورِ بازوی حیرت‌آورِ او

    شطّ غرنده‌یی ز شیران بود

    و به مانند پیکری از سنگ

    نقش تدبیر او نمایان بود.

    نغمه‌یی اَندُلسی

    می‌آراست

    هاله‌یی زرین بر گِرد سرش.

    خنده‌اش سُنبل رومی بود

    و نمک بود

    و فراست بود.

    ورزابازی بزرگ در میدان

    کوه‌نشینی بی‌بدیل در کوهستان.

    چه خوشخوی با سنبله‌ها

    چه سخت با مهمیز !

    چه مهربان با ژاله

    چه چشمگیر در هفته‌بازارها،

    و با نیزه‌ی نهاییِ ظلمت چه رُعب‌انگیز !

    اینک اما اوست

    خفته‌ی خوابی نه بیداریش در دنبال

    و خزه‌ها و گیاهِ هرز

    غنچه‌ی جمجمه‌اش را

    به سرانگشتانِ اطمینان

    می‌شکوفانند.

    و ترانه‌سازِ خونش باز می‌آید

    می‌سُراید سرخوش از تالاب‌ها و از چمنزاران

    می‌غلتد به طول شاخ‌ها لرزان

    در میان میغ بر خود می‌تپد بی‌جان

    از هزاران ضربت پاعای ورزوها به خود پیچان

    چون زبانی تیره و طولانی و غمناک ـ

    تا کنار رودبارانِ ستاره‌ها

    باتلاق احتضاری در وجود آید.

    آه، دیوارِ سفید اسپانیا !

    آه، ورزای سیاهِ رنج !

    آه، خونِ سختِ ایگانسیو !

    آه، بلبل‌های رگ‌هایش !

    نه.

    نمی‌خواهم ببینمش !

    نیست،

    نه جامی

    که‌ش نگهدارد

    نه پرستویی

    که‌ش بنوشد،

    یخچه‌ی نوری

    که بکاهد التهابش را.

    نه سرودی خوش و خرمنی از گل.

    نیست

    نه بلوری

    که‌ش به سیمِ خام درپوشد.

    نه !

    نمی‌خواهم ببینمش !

    ۳

    این تخته‌بندِ تن

    پیشانیِ‌ سختی‌ست سنگ که رؤیاها در آن می‌نالند

    بی‌آب‌ مواج و بی سروِ یخ‌زده.

    گُرده‌یی‌ست سنگ، تا بار زمان را بکشد

    و درختان اشکش را و نوارها و ستاره‌هایش را.

    باران‌های تیره‌یی را دیده‌ام من دوان از پی موج‌ها

    که بازوان بلند بیخته‌ی خویش برافراشته بودند

    تا به سنگ‌پاره‌ی پرتابی‌شان نرانند.

    سنگ‌پاره‌یی که اندام‌های‌شان را در هم می‌شکند بی‌آن‌که به خون‌شان آغشته کند.

    چراکه سنگ، دانه‌ها و ابرها را گرد می‌آورد

    استخوان‌بندی چکاوک‌ها را و گُرگانِ سایه‌روشن را.

    اما نه صدا برمی‌آورد، نه بلور و نه آتش،

    اگر میدان نباشد. میدان و، تنها، میدان‌های بی‌حصار.

    و اینک ایگناسیوی مبارک‌زاد است بر سرِ سنگ.

    همین و بس ! ـ چه پیش آمده است ؟ به چهره‌اش بنگرید:

    مرگ به گوگردِ پریده‌رنگش فروپوشیده

    رخسارِ مردگاوی مغموم بدو داده است.

    کار از کار گذشته است ! باران به دهانش می‌بارد،

    هوا چون دیوانه‌یی سینه‌اش را گود وانهاده

    و عشق، غرقه‌ی اشک‌های برف،

    خود را بر قله‌ی گاوچر گرم می‌کند.

    چه می‌گویند ؟ ـ سکوتی بویناک برآسوده است.

    ماییم و، در برابر ما از خویش می‌رود این تخته‌بند تن

    که طرح آشکارِ بلبلان را داشت؛

    و می‌بینیمش که از حفره‌هایی بی‌انتها پوشیده می‌شود.

    چه کسی کفن را مچاله می‌کند ؟ آن‌چه می‌گویند راست نیست.

    این‌جا نه کسی می‌خواند نه کسی به کُنجی می‌گرید

    نه مهمیزی زده می‌شود نه ماری وحشت‌زده می‌گریزد.

    این‌جا دیگر خواستار چیزی نیستم جز چشمانی به فراخی گشوده

    برای تماشای این تخته‌بند تن که امکان آرامیدنش نیست.

    این‌جا خواهانِ دیدار مردانی هستم که آوازی سخت دارند.

    مردانی که هَیون را رام می‌کنند و بر رودخانه‌ها ظفر می‌یابند.

    مردانی که استخوان‌هاشان به صدا درمی‌آید

    و با دهان پُر از خورشید و چخماق می‌خوانند.

    خواستارِ دیدار آنانم من، این‌جا رو در روی سنگ،

    در برابر این پیکری که عنان گسسته است.

    می‌خواهم تا به من نشان دهند راه رهایی کجاست

    این ناخدا را که به مرگ پیوسته است.

    می‌خواهم مرا گریه‌یی آموزند، چنان چون رودی

    با مهی لطیف و آبکنارانی ژرف

    تا پیکر ایگناسیو را با خود ببرد و از نظر پنهان شود

    بی آن‌که نفسِ مضاعف ورزوان را بازشنود.

    تا از نظر پنهان شود در میدانچه‌ی مدوّر ماه

    که با همه خُردی

    جانور محزون بی‌حرکتی باز می‌نماید.

    تا از نظر پنهان شود در شبِ محروم از سرودِ ماهی‌ها

    و در خارزارانِ سپیدِ دودِ منجمد.

    نمی‌خواهم چهره‌اش را به دستمالی فروپوشند

    تا به مرگی که در اوست خو کند.

    برو، ایگناسیو ! به هیابانگ شورانگیز حسرت مخور !

    بخسب ! پرواز کن ! بیارام ! ـ دریا نیز می‌میرد.

    ۴

    غایب از نظر

    نه گاو نرت باز می‌شناسد نه انجیربُن

    نه اسبان نه مورچه‌گان خانه‌ات.

    نه کودک بازت می‌شناسد نه شب

    چراکه تو دیگر مُرده‌ای.

    نه صُلب سنگ بازت می‌شناسد

    نه اطلس سیاهی که در آن تجزیه می‌شوی.

    حتا خاطره‌ی خاموش تو نیز دیگر بازت نمی‌شناسد

    چراکه تو دیگر مُرده‌ای.

    چراکه تو دیگر مُرده‌ای

    همچون تمامی مرده‌گان زمین.

    همچون همه آن مرده‌گان که فراموش می‌شوند

    زیر پشته‌یی از آتشزنه‌های خاموش.

    هیچ‌کس بازت نمی‌شناسد، نه. اما من تو را می‌سرایم

    برای بعدها می‌سرایم چهره‌ی تو را لطف تو را

    کمالِ پخته‌گیِ معرفتت را

    اشتهای تو را به مرگ و طعمِ دهان مرگ را

    و اندوهی را که در ژرفای شادخوییِ تو بود.

    زادنش به دیر خواهد انجامید ـ خود اگر زاده تواند شد ـ

    آندلسی مردی چنین صافی، چنین سرشار از حوادث.

    نجابتت را خواهم سرود با کلماتی که می‌مویند

    و نسیمی اندوهگن را که به زیتون‌زاران می‌گذرد به خاطر می‌آورم.


    قسمت اول (رودفایل)

    قسمت دوم (رودفایل)

    نویسنده : سید بازدید : 283 تاريخ : دوشنبه 5 اسفند 1392 ساعت: 12:28
    برچسب‌ها : ,
    صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 ... 15 صفحه بعد